X
تبلیغات
خوبتر از خوب

خوبتر از خوب
 
وقتی پدرم به فرش خیره میشد و نخهای روی فرش را تند تند جمع میکرد میگفتم چه کاریه؟؟؟ جارو به چه درد میخوره پس؟؟؟ یه روز که دلم پر از مشکل و دردو غصه بود متوجه شدم چقدر نخ فرش جمع کرده ام و خبر ندارم....

سلامتی اون پدری که شادیشو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

روزت مبارک پدر عزیزتر از جونم.


[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 18:10 ] [ الهه ]

حالا که امید بودن تو در کنارم ، داره میمیره

منم و گریه ی ممتد نصفه شبو دوباره دلم میگیره

حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته ، چجوری بشکنمش

بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی ، اونقده دلگیره ، که داره از غصه می میره!


عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو

فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو

فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده

 

منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه

منمو این عکس کهنه که از گریه ام دلخور نمیشه

منمو این حال و روزی که بی تو تعریفی نداره

منمو این جسم تو خالی که بی تو هی کم میاره

 

عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو

فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو

فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده

 

تا خوابتو میبینم میگم شاید وقتش رسیده

بی خوابی میشینه توی چشمام مهلت نمیده

نه!دوباره نیستی تو شعارم حرفی واسه گفتن ندارم

دوباره نیستی و بغض گلوم میگره ، بغض کم میاره

حالا که امید بودن تو در کنارم ، داره میمیره

منم و گریه ی ممتد نصفه شبو دوباره دلم میگیره

حالا که نیستی و بغض گلومو می گیره ، چجوری بشکنمش

بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی ، اونقده دلگیره ، که داره از غصه می میره!


عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو

فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی ، زجرم میده این خاطراتو

فکرم بی تو داغون وخسته اس ، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده

عذابم میده ، عذابم میده ، عذابم میده

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 23:12 ] [ الهه ]
باید ازرضا صادقی بسیارممنون بود که حرف دل خیلیارو به زبون آورده..

خدای مهربونم واقعا داری باهامون چیکار میکنی؟؟؟؟

کمکمون کن از منجلاب این دنیا بیرون بیایم خدااااااا


از این همه نامردمی ها،

   قلبمداره می میره کم کم

من از تو می پرسم خدایا....

اینجا زمینه یا جهنم؟!

وقتی برای گریه کردن،

 باید از این دنیا جدا شد

وقتی واسه آزاد بودن،

   باید اسیـــــــــر آدما شد

میگن وقتی می خوای از این همه بدبختی راحت شی

یا باید بگذری از جون.....یا همرنگ جماعت شی

باید اونی شی که میگن،باید اونی شی که می خوان

چه رنجی داره تن دادن به این قانون بی وجدان

چقد بد میشه وقتی که زمین برعکس می چرخه

یا هر آغاز شیرینی،همیشه آخرش تلخه

زمین درگیر ابرازه،یه جور آفتاب و مهتابه

زمان سرگیجه می گیره،خدا تو آسمون خوابه

تو دنیایی که هر روزش مث دیروز میمونه

مصیبت میشه وقتی که زمین می چرخه وارونه

ولی ای کاش وقتی که زمین می چرخه وارونه

منو بفرسته چند سالی،عقب تر بر نگردونه

شاید تو این ظلمت خدایا 

تو ساحلُ از یاد بردی

گُم شد تو دریا کشتی عشق،

    سُکانُ دست کی سپردی؟؟؟؟؟

اینجا سر هر چهار و پنجش،این خلق درگیر نَبَردَن

حق با ملائک بود وقتی،

با نا امیدی سجــــــده کردن

میگن وقتی می خوای از این همه بدبختی راحت شی

یا باید بگذری از جون،یا همرنگ جماعت شی.

باید اونی شی که میگن،باید اونی شی که می خوان

چه رنجی داره تن دادن به این قانون بی وجدان


دانلودش کن

[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 21:53 ] [ الهه ]
تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه

صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه

مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم

از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم

برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی

برای اشکهای من همیشه آستین بودی

تو ای همیشه غم خوارم تو ای مطرح ترین یارم

به نام نامی مادر همیشه دوستت دارم


روز مامان به همه مامانای گل مخصوصا مامان خودم مبارکککککککککککککک....

روز معلمم به همه معلمای گل بازم مخصوصا مامان خودم مبارکککککککککک.....


[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 22:25 ] [ الهه ]
یه جا خوندم نتونستم بی تفاوت از کنارش رد بشم. شما هم بخونید!!!!!

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:"متشکرم".
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :"متشکرم " .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :"قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نمی‌دونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ....
ای کاش این کار رو کرده بودم

[ یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ] [ 10:39 ] [ الهه ]
یاس پرپر علی
بمان....
سایه سر علی
بمان.....
قوت دل علی
نرو.....
از مقابل علی نرو......!!!!!!

خدایا به سوز دل علی قسمت میدهیم فرج منتقم زهرا را برسان.....آمین

وفات حضرت زهرا بر همه عاشقانش تسلیت باد...

[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 19:46 ] [ الهه ]
لینکاشونو گذاشتم براتون.نحوه اجراشو توی یه فایل ورد جمع کردم.

 قطعه کد

 هدرها

 نحوه اجرا


[ یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ] [ 22:27 ] [ الهه ]

ازم دوری اما دلت با منه

ازت دورم اما دلم روشنه

تو چشمای تو عکس چشمامه و......تو چشمای من عکس چشمای تو!!!

تو این لحظه هایی که دورم ازت..............همه خاطره هامونو خط به خط

دوباره تو ذهنم نگا میکنم...................دارم اسمتو هی صدا میکنـــم!!!!!

کی گفته از عشق تو دست میکشم؟؟..........دارم با خیالت نفس میکشم

چه حس عجیبی چه آرامشی.....توام با خیالم نفـــــــــــــــــــس میکشی!

میدونم توام مث من دلخوری.....................توام مثل من بغضتو میخوری!

نگاهت پر از حرف و درد دله.................ولی خوب تموم میشه این فاصله!

دوباره مث اون روزای قدیم........................که باهم تو بارون قدم میزدیم

از احساس همدیگه حظ میکنیم.................زمین و زمانو عوض میکنیم!!

ازم دوری اما دلت با منه......

دانلودش کن

[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 13:10 ] [ الهه ]
سال نو به همه کسایی که سال نوشونو بی پسته سر میکنن مبارکککککککککککککککککک
[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 14:27 ] [ الهه ]
سلاااام

من اومدممممم.....

این قسمت پستم یکم دخترونس اما آقا گلا هم بخونن ضرررررر نکردن!

اول پستمو با یه داستانک شرو میکنم.بخونید.....

در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند
که در را بر روی هیچکس باز نکنند .
ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد ....
 ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند .
زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت :
نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چیزی نگفت ، و در را برویشان گشود .
سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد .
پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ،
پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند : علت اینهمه شادی و میهما
نی دادن چیست ؟
مرد بسادگی جواب داد :
♥ چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!

به سلامتی همه دخترا ...


واما آقا پسراااااا...

پســری کـه دوســت دخـتـر زیـاد داشــت بالاخـره عاشــق شـد و ازدواج کــرد....!!
خــدا بهـش یـه دختـر داد....!
یـه روز بهـش گفتــم یـادتـه کـه چجـوری اشکـه دختـرا رو درمـی اوردی؟!!!
حـالا خــودت هـم دختـر داری نظـرت چیـه؟؟؟
تحمـل اشکـش رو داری؟؟؟؟
بهـم گفـت فقـط میـتونـم بـگم پشیمـونـم و هیـچ پـدری طاقـت اشکهـای دختـرشـو نداره...!!
پدرهـای آینـده بـه دخـتر دار شـدنتـون خـوب فکـر کنیـد؟؟
زمیـن گـــرده ها....!!!


این آخریشه....

دختر :شنیدم داری ازدواج می کنی ..مبارکه..خوشحا­ل شدم شنیدم..
پسر :مرسی..انشااله قسمت شما..
دختر:می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام؟
پسر:چی می خوای؟
دختر:اگه یه روز صاحب یه دختر شدی می شه اسم منو بذاری روش؟
پسر:چرا؟می خوای هر موقع که نگاش می کنم ..صداش می کنم درد بکشم؟؟
دختر:نه..آخه دخترا عاشق باباهاشون می شن..می خوام بفهمی چقدر عاشقت بودم...

باربی خودموووون


عجب پسرایی پیدا میشنننننن!!!!!!!!!!

دختره به دوست پسرش می گه:
برو يه نوشيدني واسم بگير
پسره: كولا يا پپسي
دختره: كولا
پسره: دايت يا عادي
... دختره: دايت
پسره: قوطي يا شيشة
دختره: قوطي
پسره: كوچك يا بزرگ
دختره: اصلا نميخام .. واسم اب بيار
پسره: معدني يا لوله كشي
دختره: اب معدني
پسره: سرد يا گرم
دختره: ميزنمتـــــــــا
پسره: با چوب يا دمباي
دختره: حيووووووووووووووون
پسره: خر يا سك
دختره: گمشو از جلو چشام
پسره: پياده يا با دو
دختره: با هرچي بــــــرو فقط نبينمت
پسره: باهام مياي يا تنها برم
دختره: ميام ميكوشمــــــــت
پسره: با چاقو يا ساطور
دختره: ساطـــــــــور
پسره: قربانيم ميكني يا تيكه تيكه
دختره: خـــــدا لعنتت كنه .. قلبم وايساد
پسره: ببرمت دكتر يا دكترو بيارم اينجا


چندتا نیمچه جکم واسه وا شدن دل دل خسته هاموووون....

*رفیقم پفک بهم تعارف کرد دوتا برداشتم گفت خب دیگه بسته ، برگشت دستش خورد به درخت نصفش ریخت تو جوب . ( کلید اسرار )


*ﻣﻮﻗﻊ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ10ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﺪ
.
ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ آﺏ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﯾﻦ
.
.
.ﺣﺘﻤﺎ ﻓﺤﺶ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ!!


*ولم کن تا ولت کنم!!!
.
.
.
.
... .
.
.

جمله ای استراتژیک در زمان دعواهای بچگی!


*مَــــــــــــــــــــــــــــــــــله چیست…؟!!
.
.
.
.
.تلفن جواب دادن منشى های ایرانی...


*آنجلیناجولى اگر ایرانى بود در نوجوانى ازسوى دوست و آشنا
یه لقب “لب شترى” بهش داده شده و اعتماد به نفسش نابودشده بود و الآن منشى درمانگاه بود !

*یه سوال دارم ، اینکه میگن سی و دو بار غذاتونو بجوین رو کی رعایت کرده ؟
والا ما اومدیم رعایت کنیم ۱۷-۱۸ بار جویدیم داشت حالمون بهم میخورد!!!


*هنوزم که هنوزه ، هستند کسایی که وقتی میخوای بری بیرون
میـپـرسن: ” کجا !؟ “
و بلافاصله بعد از شنیدن جواب ” میــــرم بیرون “
از جانب شما قانع شده و به آرامش خاصی میرسند!!!

*از تاکسی که پیاده شدم یه پیرزنه هم با من پیاده شد
زمزمه میکرد که “حالا چطوری از خیابون رد بشم “
آقا ما هم حس جوانمردیمون زد بالا ، حواسمو جم کردم که خلوت بشه
برگشتم به پیرزنه بگم آروم با من بیا ، دیدم نیستش
دور و برم رو نیگا کردم دیدم اونطرف خیابونه داره گوله میره !


مروز تو ۳۰ دقیقه ای که یارو نشسته بغل دستم
کف دستش میخاره میگه پول داره میاد …
گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف میزنن …

کفه پاش میخاره میگه پول داره میره …

اصلا ۱%به ذهنش نمیرسه که حموم بره شاید درست شه….


*شبیه معادلات چند مجهولی شده ام ؛
این روزها ….

هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد … !!!


*رفیق دوران مهد کودکم نه تنها ازدواج کردبلکه طلاقم گرفت.

منم هنوز دارم پاندای کنگ‌فوکار دانلود میکنم


*ازدکمه “اینتر”، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم

که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد !


از مطالب شوخی و خنده این پست بگذریم...

حرف دلمو کسی میفهمه؟؟؟؟

یکی میگفت : باید از کنار مشکلات باسرعت عبور کنی و بگی : “میگ میگ”

اما نمیدونست مشکلات نشستن رومون میگن : “انگوری انگوری”

[ چهارشنبه دوم اسفند 1391 ] [ 15:8 ] [ الهه ]
سلام به همگی 

نزدیک امتحاناس.اینم آخرین پستم قبل امتحاناته. بدجور افسرده شدم چون ۲بار کتابو خوندم اما چیزی یادم نمیاد.خداااااا.....

اهل دانشگاهم
رشته ام علافیست
جیبهایم خالیست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقی
اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است
گاه گاهی می نویسم تكلیف
می سپارم به شما
تا به یك نمره ناقابل بیست
كه در آن زندانیست
دلتان زنده شود

با آرزوی موفقیت برای همتون.من رفتم تا امتحانامو با موفقیت بگذرانم....


[ چهارشنبه ششم دی 1391 ] [ 22:35 ] [ الهه ]
...................سلام

اول آپمونو با یه خطای دید شروع کنیم!!!

خطاي ديد


و امااااااااااااا اينم يه ترول با مزه ه ه ه ه!!!!!!!!

 هاهاهاها


استاد شجريان و استاد ناظري مشغول بازي كامپيوتري!!!!!!!


عجب دوره زمونه اي شده!!!!

و يااااا........ا


واقعا چقدر خنده دااااااااااااااااااار!!!!!!!!!!ميگيد نه؟؟؟؟؟؟  بخونيد!!

در کلاس درس استاد دانشگاه خطاب به یکی از دانشجویان میگه انواع استرس رو توضیح بده و استرس واقعی کدومه
دانشجو میگه دختر زیبائی رو کنار خیابان سوار میکنی.  اما دختره کمی بعد توی ماشینت غش می کنه.  مجبور می شی اونو به بیمارستان برسونی. در این لحظه دچاراسترس آنهم از نوع ساده‌ میشی!

در بیمارستان به شما می گن که این خانم حامله  هست و به تو تبریک میگن که بزودی پدر میشی. تو میگی اشتباه شده من پدر این بچه نیستم ولی دختر با ناله ای میگه چرا هستی. در اینجا مقدار استرس شما بیشتر میشه. آن هم از نوع هیجانی!

در خواست آزمایش دی.ان.ای می کنی. آزمایش انجام میشه و دکتر به شما میگه : دوست عزیز شما کاملا بیگناهی ، شما قدرت باروری ندارید و این مشکل شما کاملا قدیمی و بهتر بگویم مادرزادیه. خیال تو راحت میشه و سوار ماشینت میشی و میری. توی راه به سمت خونه ناگهان به یاد ۳ تا بچه ت میفتی …؟ و اینجاست که استرس واقعی شروع میشه!


غضنفر یخچال میخره ، زنش میگه : پس آنتنش کو ؟
میگه : مگه کولره که آنتن داشته باشه ؟؟؟


پسر: عزیــــــــــــزم!!!
دختر: جووونـــــم!!!
پسر: گــــــــــلِ من!!!
دختر: جانــــم؟؟
پسر: عشــــــقم!!!
دختر: جان؟؟؟
پسر: زندگـــی من!!!
دختر: بله؟؟؟
پسر: نفسِ من!!!
دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!


شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد!
رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !


پدر به دختر: دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟
دختر: دارم ماهو میبینم بابایی!
پدر: پس بی زحمت به ماهت بگو خبر مرگش اون ماشینشو خاموش کنه، صداش نمیذاره بخوابیم!!!


دیالوگی که امروز شاهدش بودم (بین ۲ دختر) :

موبایلت داره زنگ میخوره.
اَه پیداش نمیکنم.
نکنه خونه جا گذاشتیش


راهنمایی و رانندگی خرم آباد برای چندمین بار اعلام کرد: “شهروندان عزیز برای، آزمون راهنمایی رانندگی لازم نیست ناشتا باشید !! لطفا سوال نفر مایید”


زن چراغعلی به شوهرش میگه به مناسبت روز زن برام آواز بخون
میگه: یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم
برو بیار پاکش کنم ریدم تو سرنوشتم


بابام بهم گفت پدر سگه کره خر !
دچار بحران شخصیتی شدم
چطور همچین چیزی ممکنه؟


طرف میره سربازی ، برادرش بهش نامه میده
سلام، ما برای تو خواستگاری رفتیم، زن گرفتیم ، خدا یک پسر بهت داده، اسمش کامبیزه
زنت خراب بود ، طلاقش دادیم ، مهرشو گذاشت اجرا، پلیسا دنبالتن، مواظب خودت باش .


به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…
میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـ.ست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟
میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
میگن:خوب این دفعه مرد ؟ میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟
میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش


سی چارتا بینز،
یه دانا کارخانا،
ده تا ماشون سنجین ،
چندتا مولک ،
ویلا،
ماگازا
زیندجی ،
تشجیلات

امااا چی فایدا این لهجه لامصب ریده تو همش!!!!! 

[ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ] [ 12:44 ] [ الهه ]
سلام برو بكس.بچه ها نزديك امتحاناته و ميدونم مثل من هيچكس لاي كتابشو باز نكرده!! چندتا مطلب جديدو جالب واستون ميزارم ولي خواهش ميكنم بعد اين مطلب بچسبيد به درس و كتاباتون تا بعدا مشروطيتونو پاي منو شومي مطلبمو خوندن اون نزارين.ايشالا همتون بامعدلي الف در امتحانات قبول بشيد 

          

 همونطور كه تو پست قبلي گفته شد

تقلب چیست !؟

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو  !

.

.

.

یه تعریف دیگه ار تقلب !

۱٫یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان

۲٫تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان !

 

تعریف مراقب :

موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد !

سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند !

گالری ضدحال ! موجودی که  روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟

یک نوع تله موش زنده !

.

.

دعای پاس کردن ترم ! :

الهی ادرکنی پاساً ترمی بالنمراتِ دهی وگاهِ دوازدهی

والحفظ من مشروطی والفلخِ اُستادی والغوِ امتحانی برحمهِ !

.

.

تعریف دانشجو :

موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند !

معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد !

مخصوصا شب امتحان !

.

.

یه تعریف دیگه از دانشجو ! :

فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است

ها ایی دانشجو که وگفتی ینی چه؟؟؟!!!!

.

.

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده

بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده !

.

.

این روزها هیشکی درس نمیخواند !

شما چطور!؟

.

.

تعریف استاد :

منبع علم ، ژنراتور دانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلوردانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخارما

بابا تو  دیگه کی هستی ترین موجود عالم ، خودصفا ، اندوفا ، دارنده انواع  واقسام شفا

ضدجفا ، یاری گر ضعفا ، معلم الخلفا !

.

.

تو باهوشی تو حافظه خوبی داری مطمئنم قبول میشی.

.جمله تلقینی ، شاید فرجی شد!

.

.

درس خواندن چقدر دلگیر است / در اتاقی که از تو خسته شده

گوش دادن به تیک تاک زمان / زل زدن به کتاب بسته شده !

.

.

دعای شب امتحان

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه

اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.

آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه !

.

.

هان ای کسانی که  ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید

اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند !

ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان !

.

.

راه مبارزه با خواب شب امتحان :

۱ – استفاده از چوب کبریت بین پلک بالا و پایین !

۲- نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان !

۳ _ بهره گیری از آب یخ

۴_ اقدام به خود زنی !

.

.

توصیف شب امتحان

شب سوانح وسوختگی دانشجو.شبی که در آن  نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند

شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب  بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو !

.

.

«دلم شور می زنه، هیچی بلد نیستم، بعیدمی دونم بتونم کل کتاب رو بخونم،

شب ها کابوس امتحانو می بینم و از خواب می پرم و . . . !

از دفتر خاطرات یک  دانش آموز / دانشجوی  تنبل !

.

.

من هنوز یک دور هم کتاب رو نخوندم !

شما چطور!؟

.

.

حالا  وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا

زمزمه های  شیطانی شب امتحان !

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:49 ] [ الهه ]

التماس برای نمره : اشک کوسه
.

سوار شدن به اتوبوس : یورش
.

ترم آخر : بوی خوش زندگی
.

تسویه حساب : خط پایان
.

عمر دانشجو : بر باد رفته
.

مسئول خوابگاه : کارآگاه گجت
.

قانون پایستگی واحد :واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند
.

تقلب چیست؟یک سری اعمال ننگین در صورت این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد نوع خاصی از هلو برو تو گلو
.

شب امتحان شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند شب ر ق ص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو
.

دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان
.

دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو
.

خانواده دانشجویان : بینوایان
.

انتخاب درس افتاده : زخم کهنه
.

اولین امتحان : جدال با سرنوشت
.

مراقبین امتحان : سایه عقاب
.

تقلب : عملیات سری
.

روز دریافت کارنامه : روز واقعه
.

اعتراض دانشجو : بایکوت
.

اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
.

دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد
.

آینده تحصیل کرده : دست فروش(البته این برا رشته ما نیستاون یکی رشته ها رو میگم.)
.

رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
.

استاد راهنما : گمشده
.

دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده
.

سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ
.

کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان(به استثنای دانشگاههای علوم پزشکی)
.

اتوماسیون تغذیه : آژانس شیشه ای

خودتونو سر ۱واحد۲واحد۳واحد و ... ناراحت نکنید

آخرش که چییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:24 ] [ الهه ]

بازم

چندتا مطلب با نمک هست توصیه میکنم بخونید!!!!!!!!توجه کنید!!!!!!!!

یه مثل ایرانی هست که میگه

عمر دست خداست، پراید وسیله است!pirate

....................

بارون که میزنه آدم ناخوداکاه یاد سه چیز میفته:

سهراب و شعرش

قمیشی و صداش

شهردار و ننش!

....................

آدمها در ارتباطاتشان یک آستانه ی “تحمل” دارند

یک آستانه ی “تنفر”

و یک آستانه ی ” تهوع !

....................

دانشجوی عزیز

وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم

چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !

دوستدار تو استاد !

....................

دوستان عزیز توجه بفرمایین

وقتی فین میکنین وسط دستمال رو نگاه نکنین

کمتر گزارش شده که کسی مروارید فین کرده باشه !I don't want to see

....................

سعی کن با سرعت زیاد بگی

“کانال ِ کولر، تالار ِ تونل”

بعد از ۶ بار تکرار سوتی هاتونو بنویسید!

....................

هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟”

بهش دروغ بگین !

چون دقیقا همونجا رو فشار میده پدسّگ !

....................

جواد خیابانی از نیروی انتظامی عاجزانه درخواست کرد که

از این به بعد اگه فاحشه گرفتن نگن زن خیابانی !

....................

عشق احساس شگفت انگیزیست

درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو !silly

....................

با این گرونی گوشت ،

دیگه کم کم آبگوشت تبدیل میشه به off goosht!

....................

یه روز به فرشته آفرینش میگن غضنفر رو چطور آفریدی؟

میگه یکم خاک رو با کود قاطی کردیم

.

میگن حیف نون رو چطور آفریدی؟

میگه اصلا خاک قاطیش نکردیم!

....................

دخـتــــــر گـلـــــــم چیـست ؟!

واژه ای است که مادران از آن برای بهره کشی از فرزندان خود در انجام کارهایی از قبیل جارو برقی کشیدن استفاده میکنند!

....................

نوزاد پسری که تازه متولد شده بود به دکتر گفت : دکتر ! شما موبایل داری ؟

دکتر گفت : دارم ولی برای چی میخوای ؟

نوزاد گفت : یه

SMS بزن به خدا بگو من سالم رسیدم ! دوست دخترم رو که قول دادی میفرستی بفرست!love struck

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 23:23 ] [ الهه ]
               

با اینکه یه کولوچو دیر شده ولی سال نوتون مبالک

جدیداْ به جکهای شیرین پــ ن پــ علاقه مند شدم براتون آپ کردم بخونید یه صلواتم برام بسندید

*لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!

پــ نه پــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده

*سر صبح جمعه از سروصدای زیاد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه می بینم بابام هی داره دره یخچالو باز می کنه باز می بنده ،بهش می گم چی شده سر صبح خراب شده ؟

گفت : پــ نه پــ دارم می بندم باز می کنم بلکه رفرش بشه یه چیزی پیدا کنیم بخوریم

*دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پــ نه پــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و .... علاقه دارم

*نشستیم همه داریم فیلم می بینیم، به رفیقم می گم یکم تلویزیونو بچرخون ؛میگه سمت شما؟پــ نه پــ بچرخون سمت قبله، باشد که مقبول درگاه احدیت قرار بگیره…

*دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟ میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن

*دارم چایی می خورم داغ بود سوختم. بابام می پرسه سوختی؟ می گم پ نه پ رفتم مرحله بعد

*سر جلسه امتحان می گم استاد چقدر وقت داریم؟ می گه تا آخر امتحان؟ پــــ نه پــــ تا ظهور امام زمان

*به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟ پــــ نه پــــ از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره

*مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟ پ نــه پ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم

*رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟ پــــ نه پــــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار

*تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟می گم: پــــ نه پــــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن

*دارم می رم تو دانشگاه یارو دم در جلومو گرفته می گه آقا شما دانشجوی همین دانشگاهید؟ میگم پــــ نه پــــ دانشجوی دانشگاه آکسفوردم، درس تفسیر قرآن رو اینجا واحد میهمان گرفتم

*رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟ پــــ نه پــــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم

[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 23:8 ] [ الهه ]
هیچکس؛ بی کَس نیست ، اما .... موفق کسیست که با هر کَس نیست

[ چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 ] [ 15:32 ] [ الهه ]


درباره وبلاگ

سلام.
یااااااادت باشه:
گاهی باید کم باشی تا کمبودت احساس شه....نه اینکه نباشی تا نبودت عادت شه
و اما:
آرزویم این است:نرود لبخند از عمق وجودت هرگز.
حرف آخر:
هیچ کس برای ستاره گریه نخواهد کرد هیچ کس اندوه ماه راباور نخواهد کرد واگر همچنان تو نیایی هیچ کس اخر این قصه را تمام نخواهد کرد.(الهم عجل لولیک الفرج)
امکانات وب